
ورزش دستجمعی سوئدی
چیز جالبی که خیلی وقت بود میخواستم بهش اشاره کنم ولی راستش رو بخواید حس و حال و وقت نوشتن اونم با فونت فارسی ....و اینا نبود توانایی عجیب سوئدی ها به سرعت هماهنگ کردن خودشون توی ورزش های دستجمعی هست. شاید اول به نظر خنده دار بیاد ، واسه همین اول یه مشاهده که واسه خودم اتفاق افتاد تعریف میکنم.
روز چهارشنبه بود که به همراه چند تا از دوستای هم وطن رفتیم به سوی ورزش و تندرستی ، زنیرو بود مرد (و البته زن را) راستی و این چیزا. به اصرار یکی از خانم های همراه قرار شد بریم یه چیزی که من تا اون روز حتی اسمش ره هم نشنیده بودم ، قرار بود یه ورزش نسبتا سنگین هوازی باشه به همراه یه سری گامهای یه ذره پیچیده تر، جالب اینجاست که خانم همراه ما دختری بود بسیار بسیار باهوش (کسایی که منو میشناسن میدونن که بیخودی از کسی تعریف نمیکنم) بسیار نکته سنج و اتفاقا خیلی مستعد توی رقص و این جور چیزا. کلاس مربوطه هرچند با رقصیدن یه روابطی داشت ولی ربط مستقیم نداشت. خلاصه منتظر کلاس بودیم تا بالاخره کلاش شروع شد. استاد این کلاس کاملا جدید بود و همون اول گفت که گامهای این کلاس متفاوت و پیچیده تر از کلاس های دیگه هست.
توی کلاس شاید جمعا سی نفر بودند ما هم شش نفر کسایی بودیم که شاید به اندازه بقیه کلاس واسمون تازه بود، خوب تا اینجای ماجرا به خیر گذشت، درام از اونجا شروع میشد که مربی شروع به عوض کردن گامهای حرکت ها میکرد، میشد فهمید که همه به دقت به حرکات جدید نگاه میکنن که درست همونهارو دنبال کنن، ما گروه ایرانی ها هم از همون اول رفته بودیم اون جلوی جلو که یه موقع از بقیه عقب نیفتیم .... چشمتون روز بد نبینه درست مثل یه گله فیل داشتیم رژه میرفتیم ، حرکات ما نه به حرکات دوستامون شباهتی داشت ، نه به حرکات مربی، نه به حرکات بقیه کلاس و نه حتی به حرکتهای قبلی خودمون. درست مثل اون فیل هایی که توش یه دونه 5 تومانی مینداختیم و شروع میکرد به جنبیدن.
فک کنم تقریبا با اطمینان بشه گفت که میانگین ما شش نفر از بقیه جمعیت ( با احتساب آدمای مسن و کودک و ...) از بقیه اگه باهوش تر نبود ، کم هوش تر هم نبود، ولی به طرز خیلی واضحی ما چند نفر همیشه بعد ازچندین سیکل میفهمیدیم که قضیه چیه. در صورتیکه بیشتر آدمای سرکلاس همزمان با استاد حرکتهای جدید رو هم اجرا میکردن هم یاد میگرفتن .... شاید دلیل اصلیش بودن برنامه های ورزشی زیاد توی مدارس سوئد از کودکستان تا دبیرستان باشه، در هر صورت بر گذشته بربادرفته نمیشه گریه کرد ولی میشه با تحلیلش فهمید که کجاها بیشتر به کار نیاز داره.
طبق تعریف هوش آقای هوارد گاردنر هوش حرکتی یکی از فاکتور های نه گانه (یا هفت گانه ، بسته به نوع دسته بندی) هست، ولی فکر کنم این پارامتر هوش هم مثل خیلی پارامترهای دیگه توی مرز پر گهر پرورش پیدا نمیکنه. مثل اسب مسابقه ای فقط ماهیچه هاش طوری آموزش داده میشه که تند بدوه .... اگه خوب بدوه یه گونی هویج میرزن جلوش و اگه بد بدوه چنان با ترکه توی سرش میزنن که به زور تند تر بره و در هر دو صورت هم فرصت نمیکنه حداقل منظره پیستی که داره توش مسابقه میده حتی نیگا کنه.









